خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





آموزش و پرورش هم که حسابمون نکرد !!!

    جدول رشته های استخدامی آموزش و پروش را باز کردم و کلی اسم رشته "کتابداری" را درونش دیدم. باورم نمی شد. آنقدر خوشحال بودم که سر از پا نمی شناختم. بر روی ابرها پرواز می کردم. روزهای بد بیکاری دیگر تمام شده بود. مطمئن بودم با اینهمه کتابداری که لازم دارند حتما مشغول به کار خواهم شد و کوله باری! از دانش! را که در دانشگاه یاد گرفته بودم آنجا به زمین می گذارم و استفاده خواهم کرد. چقدر می توانم به دانش آموزان کمک کنم، چقدر بهشان کتابهای خوب امانت بدهم ، چقدر سواد اطلاعاتی بهشان یاد بدهم تا خودشان در انبوه! کتابهای! کتابخانه! مدرسه بگردند و رفع نیاز اطلاعتی کنند.

    چرا پشت سرم احساس درد می کنم! وسط اینهمه خوشی این حس درد چیست؟ اینهمه آدم چرا دورم ایستاده اند؟! 

    - بدبخت دفترچه استخدامی رو دیده و از حال رفته. 

          - طفلکی. 

          - با بچه های مردم چطور بازی می کنند. 

          -  تقصیر خودشونه. رشته های کم کاربرد را چند سال می خوانن و عمرشونو هدر می دن. 

          - نه آقا ، تقصیر نظام آموزشی است که این رشته ها را تدریس می کنه.

    دستم را دراز می کنم و دفترچه افتاده روی زمین را برمیدارم. از خمیدگی کناره ی صفحات می فهمم که چندین بار ورق زده ام ، بالا و پایین اش را زیر رو کرده ام ، اوه خدای من، همه چیز به یادم آمد، از آنچه می دیدم چشمانم سیاهی رفت و زمین خوردم.


    این مطلب تا کنون 20 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : رشته ,       ,چقدر ,زمین ,اینهمه ,
    آموزش و پرورش هم که حسابمون نکرد !!!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده